close
تبلیغات در اینترنت
زندگی نامه ی امام موسی کاظم(علیه السلام)

زندگی نامه ی امام موسی کاظم(علیه السلام)

امام موسی کاظم,امام موسی کاظم (ع),امام موسی کاظم (علیه السلام),زندگی نامه امام موسی کاظم,زندگی نامه,زندگی نامه ائمه اطهار,عشق واقعی,منبع وبلاگ ائمه اطهار,

آیا می خواهید درمورد زندگی نامه امام موسی کاظم (ع) بدانید؟؟؟لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید نام: موسى‏ بن جعفر. تاریخ ولادت: هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذکر کردند. محل تولد: ابواء (منطقه‏اى در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى). نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب علیهم السلام. نام مادر: حمیده مصفّاة. نام‏هاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم…

نقشه سایت

خانه
خوراک

تی شرت محرم (طرح عرشیان)

تی شرت آستین بلند عرشیان، طرح ماه محرم امسال با طراحی متفاوت از دیگر طراحی های موجود در بازار ارائه شده. در این محصول از نشانه هایی مانند فرشتگان آسمانی کتیبه های سنتی و دیگر نشانه های عاشورایی استفاده شده که در کنار دو رنگ سفید و قرمز زیبایی خاصی را به کار بخشیده است.
قیمت : 29500 تومان

شال محرم (طرح عرشیان)

شال عرشیان، طرح ماه محرم امسال با طراحی متفاوت از دیگر طراحی های موجود در بازار ارائه شده، در این محصول از نشانه هایی مانند فرشتگان آسمانی خورشید و دیگر نشانه های عاشورایی استفاده شده که در کنار دو رنگ سفید و طلایی زیبایی خاصی را به کار بخشیده است. در طراحی این کار سعی شده از اسامی ائمه استفاده نشود
قیمت : 15500تومان

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 156 کل نظرات : 79 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 11 آمار بازدید
    بازدید امروز : 4 بازدید دیروز : 42 ورودی امروز گوگل : 0 ورودی گوگل دیروز : 0 آي پي امروز : 1 آي پي ديروز : 16 بازدید هفته : 248 بازدید ماه : 1,202 بازدید سال : 5,396 بازدید کلی : 63,720 اطلاعات شما
    آی پی : 54.80.219.236 مرورگر : سیستم عامل : امروز : شنبه 31 شهریور 1397

    امکانات جانبی

    جدید ترین مطالب

    تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393گرگ ها خوب بدانند؟؟؟!!!!!!!!!
    تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393استیضاح وزیر فرهنگ
    تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393السلام علیک یا اباصالح
    تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393امام خمینی و رفتار ایشان با همسرشان
    تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393امام خمینی و رفتار ایشان با همسرشان
    تاریخ : شنبه 15 آذر 1393تبریک روز دانشجو
    تاریخ : شنبه 01 آذر 1393آن روز واقعا زندگی کرده ایم...!!!
    تاریخ : شنبه 01 آذر 1393اسرائیل را از صفحه روزگار محو خواهیم کرد....
    تاریخ : شنبه 01 آذر 1393وقتی نا امید میشویم؟؟؟؟!!
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393دعای سلامتی امام زمان عج
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393زنگ خطر؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393تقدیم به امام مهربانی ها
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393بسیج قدرتمند ترین ارتش دنیا (هفته بسیج گرامی باد)
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393کمربند ایمان خود را ببندید!!!؟؟
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393من میترسم!!!!!!!!!!!!!؟؟
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393سخن های شیرین آقای قرائتی!!!!؟؟؟؟
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393بخند که لبخندت خار چشمه دشمناست!!!!!!!!!
    تاریخ : جمعه 30 آبان 1393خنده عبرت؟؟؟؟!!!!!!!
    تاریخ : چهارشنبه 28 آبان 1393تشیع جنازه یا فیلم برداری؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
    تاریخ : یکشنبه 25 آبان 1393لطفا نظر بدین!!!!!!!!!!
    تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393بدون شرح
    تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393صرفا جهت اطلاع؟؟؟
    تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393حسینی باش ن هیئتی؟؟؟!!!!
    تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393شمر امروزت را بشناس؟؟؟!!!!!
    تاریخ : دوشنبه 12 آبان 1393جملات زیبا درباره شهید و شهادت
    تاریخ : دوشنبه 12 آبان 1393مقاله ای در مورد شهید و شهادت
    تاریخ : پنجشنبه 08 آبان 1393برخی احکام در مراسم عزاداری
    تاریخ : پنجشنبه 08 آبان 1393چند سوال دینی؟؟؟؟؟با پاسخ
    تاریخ : پنجشنبه 08 آبان 1393 آیا حجاب مانع رسیدن ویتامین به بدن خانم ها می شود؟
    تاریخ : چهارشنبه 07 آبان 1393گالری عکس امام خامنه ای

    درباره ما

    باسلام. عشق یعنی انتظاربی دریغ/پای بی نعلین رفتن روی تیغ ازامام صادق درموردمعنای عشق پرسیدند آن حضرت فرمود:دلهایی که از یاد خدا خالی شوندخداعشق غیرخودش رادردل آن ها می گذارد. دراین وبلاگ قراره مطالب گوناگون ومنتوع وبه روز گزاشته بشه پس خواننده همیشگی ومداوم آن باشید.لطفا نظریادتون نره! باتشکر مدیر وب سایت

    تبلیغات

    به عشق واقعی خوش امدید.

    قیمت : 49000 تومان

    تبادل بنر

    برای تبادل بنر با ما ، ابتدا بنر ما را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهید سپس ادرس بنر خود را از طریق گزینه تماس با ما  بفرستید در کمتر از 24 ساعت قرار خواهد گرفت

    زندگی نامه ی امام موسی کاظم(علیه السلام)

    زندگی نامه ی امام موسی کاظم(علیه السلام)
    آیا می خواهید درمورد زندگی نامه امام موسی کاظم (ع) بدانید؟؟؟لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید

    نام: موسى‏ بن جعفر.

    تاریخ ولادت: هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذکر کردند.

    محل تولد: ابواء (منطقه‏اى در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

    نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب علیهم السلام.

    نام مادر: حمیده مصفّاة. نام‏هاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احکام و مسائل بود که امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احکام دینى به ایشان ارجاع مى‏داد. و درباره‏اش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چرکى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن کرامتى که از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.»

    مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید.

    تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به‏ وسیله زهرى که در زندان سندى بن شاهک به دستور هارون ‏الرشید به آن حضرت خورانیده شد.

    محل دفن: مکانی به نام مقابر قریش در بغداد (در سرزمین عراق) که هم اکنون به «کاظمین» معروف است.

    همسران: 1. فاطمه بنت على. 2. نجمه.

    فرزندان: درباره تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یکى از آنها، آن حضرت 37 فرزند داشت که 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند.

    رنج‌ها و غم‌هاى امام موسى بن جعفر بعد از فاجعه کربلا، دردناک‌تر و شدیدتر از سایر ائمه ‏علیهم السلام ‏بود. هارون الرشید همواره در کمین ایشان ‏بود، امّا نمى‏توانست به آن‏ حضرت آسیبى برساند. شاید او از ترس این که ‏مبادا سپاهیانش در صف یاران آن ‏حضرت درآیند، از فرستادن آنان براى ‏دستگیرى و شهید کردن امام خوددارى مى‏ورزید، زیرا پنهانکاریى که‏ افراد مکتبى در اقدامات خود ملزم بدان بودند، موجب شده بود که‏ دستگاه حاکمه حتّى به نزدیک‏ترین افراد خود اعتماد نکند. این على بن‏یقطین وزیر هارون الرشید و آن یکى جعفر بن محمّد بن اشعث وزیر دیگر هارون است که هر دو شیعه بودند همچنین بزرگ‏ترین والیان و کارگزاران ‏هارون در زمره هواخواهان اهل‌بیت‏ علیهم السلام ‏بودند. از این‏ رو بود که هارون‏ خود شخصاً به مدینه رفت تا امام کاظم را دستگیر کند. نیروهاى مخصوص هارون به اضافه سپاهى از شعرا و علماى دربارى ‏و مشاوران، او را در این سفر همراهى مى‏کردند و میلیون‌ها درهم و دینار از اموالى که از مردم به چپاول برده بود، با خود حمل مى‏کرد و به عنوان ‏حق‏السکوت به اطرافیان خود در این سفر بذل و بخشش مى‏نمود. و در این میان به رؤساى قبایل و بزرگان و چهره‏هاى سرشناس مخالف توجه ‏و رسیدگى بیشترى نشان مى‏داد.

    هنگامى که همه شرایط براى هارون آماده شد، شخصاً به ‏اجراى بند پایانى طرح توطئه‏گرانه خویش پرداخت. او به مسجد رسول‏ خدا صلى الله علیه و آله رفت. شاید حضور او مصادف با فرارسیدن وقت نماز بوده که ‏مردم و طبعاً امام موسى بن جعفر علیهماالسلام براى اداى نماز در مسجد حضور داشته‏اند. هارون به سوى قبر پیامبر صلى الله علیه و آله جلو آمد و گفت: السلام علیک ‏یا رسول اللَّه! اى پسر عمو.هارون در واقع مى‏خواست با این کار شرعى بودن جانشینى خود را اثبات کند و آن را علتى درست براى زندانى کردن امام کاظم جلوه دهد.اما امام این فرصت را از او گرفت و صف‌ها را شکافت و به طرف قبر پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و به آن قبر شریف روى کرد و در میان حیرت و خاموشى ‏مردم بانگ برآورد:السلام علیک یا رسول اللَّه! السلام علیک یا جدّاه!امام کاظم با این بیان مى‏خواست بگوید: اى حاکم ستمگر اگر رسول ‏خدا پسر عموى توست و تو مى‏خواهى بنابر این پیوند نسبى، شرعى بودن ‏حکومت خود را اثبات کنى باید بدانى که من بدو نزدیکترم و آن ‏حضرت‏جدّ من است. بنابر این من از تو به جانشینى و خلافت آن بزرگوار شایسته‏ترم!

    هارون الرشید این گونه عازم مدینه شد تا بزرگ‏ترین مخالف ‏حکومت غاصبانه خویش را دستگیر کند. اینک ببینیم هارون براى‏ رسیدن به این مقصود چه کرد:

    اول: هارون چند روزى نشست. مردم به دیدنش مى‏آمدند و او هم به‏ آنها حاتم بخشى مى‏کرد تا آنجا که شکم‌هاى برخى از مخالفان را که ‏مخالفت آنان با حکومت جنبه شخصى و براى رسیدن به منافع خاصى‏بود، سیر کرد.

    دوم: عده‏اى را مأموریت داد تا در شهرها بگردند و بر ضدّ مخالفان‏ حکومت تبلیغات به راه اندازند. او همچنین شاعران و مزدوران دربارى ‏را تشویق کرد که در ستایش او شعر بسرایند و بر حرمت محاربه با هارون ‏فتوا دهند.

    سوم: هارون قدرت خود را پیش دیدگان مردم مدینه به نمایش گذارد تا کسى اندیشه مبارزه با او را در سر نپروراند.

    چهارم: هنگامى که همه شرایط براى هارون آماده شد، شخصاً به ‏اجراى بند پایانى طرح توطئه‏گرانه خویش پرداخت. او به مسجد رسول‏ خدا صلى الله علیه و آله رفت. شاید حضور او مصادف با فرارسیدن وقت نماز بوده که ‏مردم و طبعاً امام موسى بن جعفر علیهماالسلام براى اداى نماز در مسجد حضور داشته‏اند. هارون به سوى قبر پیامبر صلى الله علیه و آله جلو آمد و گفت: السلام علیک ‏یا رسول اللَّه! اى پسر عمو.

    هارون در واقع مى‏خواست با این کار شرعى بودن جانشینى خود را اثبات کند و آن را علتى درست براى زندانى کردن امام کاظم جلوه دهد.

    اما امام این فرصت را از او گرفت و صف‌ها را شکافت و به طرف قبر پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و به آن قبر شریف روى کرد و در میان حیرت و خاموشى ‏مردم بانگ برآورد:

    السلام علیک یا رسول اللَّه! السلام علیک یا جدّاه!

    امام کاظم با این بیان مى‏خواست بگوید: اى حاکم ستمگر اگر رسول ‏خدا پسر عموى توست و تو مى‏خواهى بنابر این پیوند نسبى، شرعى بودن ‏حکومت خود را اثبات کنى باید بدانى که من بدو نزدیکترم و آن ‏حضرت‏جدّ من است. بنابر این من از تو به جانشینى و خلافت آن بزرگوار شایسته‏ترم!

    هارون مقصود امام را دریافت و در حالى که مى‏کوشید تصمیم خود را براى دستگیرى امام کاظم توجیه کند، گفت:

    اى رسول خدا من از تو درباره کارى که قصد انجام آن را دارم پوزش‏ مى‏خواهم. من قصد دارم موسى بن جعفر را به زندان بیفکنم. چون او مى‏خواهد میان امت تو اختلاف و تفرقه ایجاد کند و خون آنها را بریزد.

    چون روز بعد فرارسید، هارون فضل بن ربیع را مأمور دستگیرى امام‏ کاظم کرد. فضل بر آن ‏حضرت که در جایگاه رسول خدا صلى الله علیه و آله به نماز ایستاده بود، درآمد و دستور داد او را دستگیر کنند و زندانى نمایند.(1)

    سپس دو محمل ترتیب داد که اطراف آنها پوشیده بود. ایشان را در یکى از آنها جاى داد و آن دو محمل را روى استر بسته بر هر یک عده‏اى را گماشت. یکى را به طرف بصره و دیگرى را به سوى کوفه روانه‏ کرد تا بدینوسیله مردم ندانند امام را به کجا مى‏برند. امام کاظم ‏علیه السلام در هودجى‏ بود که به سمت بصره مى‏رفت. هارون به فرستاده خود دستور داد که ‏آن ‏حضرت را به عیسى بن جعفر منصور که والى وى در بصره بود، تسلیم‏ کند. عیسى یک سال آن‏ حضرت را در نزد خود زندانى کرد. سپس عیسى‏ نامه‏اى به هارون نوشت که موسى بن جعفر را از من بگیر و به هر که مى‏خواهى بسپار وگرنه من او را آزاد خواهم کرد. من بسیار کوشیدم‏ تا دلیلى و بهانه‏اى براى دستگیرى او پیدا کنم، اما نتوانستم حتى ‏من گوش دادم تا ببینیم که آیا او در دعاهاى خود بر من یا تو نفرین ‏مى‏فرستد، اما دیدم که او فقط براى خودش دعا مى‏کند و از خداوند رحمت و مغفرت مى‏طلبد!

    هارون پس از دریافت این نامه، کسى را براى تحویل گرفتن امام‏ موسى الکاظم روانه بصره کرد و او را روزگارى دراز در بغداد، در نزد فضل بن ربیع، زندانى کرد. هارون خواست به دست فضل آن امام را به ‏شهادت برساند، اما فضل از اجراى خواسته هارون خوددارى ورزید، در نتیجه هارون دستور داد که آن‏ حضرت را به فضل بن یحیى تسلیم کند و از فضل خواست تا کار امام را یکسره سازد، اما فضل هم زیر بار این فرمان ‏نرفت. از طرفى به هارون که در آن هنگام در "رقه" بود، خبر رسید که ‏امام موسى کاظم در خانه فضل به خوشى و آسودگى روزگار مى‏گذارند. از این ‏رو هارون "مسرور" خادم را با نامه‏هائى روانه بغداد کرد و به وى ‏دستور داد که یکسره به خانه فضل بن یحیى درآید و درباره وضع ‏آن ‏حضرت تحقیق کند و چنانچه دید همان‏گونه که به وى خبر داده‏اند، نامه‏اى را به عباس بن‌محمد بسپارد و به او امر کن تا آن را به اجرا گذارد و نامه دیگرى به سندى بن شاهک بدهد و به او بگوید که فرمان عباس بن‏محمد را به جاى ‏آورد.(2)

    این ماجرا را از اینجا به بعد از یکى از روایات تاریخى پى ‏مى‏گیریم:

    این خبر به گوش یحیى بن خالد (پدر فضل) رسید. او بى‏درنگ سوار بر مرکب خویش شد و نزد هارون آمد و از درى جز آن در که معمولاً مردم از آن وارد قصر مى‏شدند، پیش هارون رفت و بدون آن که هارون ‏متوجه شود از پشت سر او داخل شد و گفت: اى امیرالمؤمنین به سخنان ‏من گوش فرا ده. هارون هراسان به وى گوش سپرد. یحیى گفت: فضل‏ جوان است، اما من نقشه تو را عملى مى‏کنم.

    چهره هارون از شنیدن این سخن از هم‏ شکفت و به مردم روى کرد و گفت: فضل مرا در کارى نافرمانى کرد و من او را لعنت فرستادم اینک او توبه کرده و به فرمان من در آمده است پس شما هم او را دوست بدارید.

    حاضران گفتند: ما هر کس را که تو دوست بدارى دوست مى‏داریم ‏و هر کس را که دشمن بخوانى ما نیز او را دشمن مى‏خوانیم!! و اینک فضل‏ را دوست داریم.

    یحیى‌بن‌خالد از نزد هارون بیرون آمد و شخصاً با نامه‏اى به بغداد رفت. مردم از ورود ناگهانى یحیى شگفت‏زده شدند. شایعاتى درباره ‏ورود ناگهانى یحیى گفته مى‏شد، اما یحیى چنین وانمود کرد که براى‏ سر و سامان دادن به وضع شهر و رسیدگى به عملکرد کارگزاران به بغداد آمده و چند روزى نیز به این امور پرداخت. آنگاه سندى بن شاهک را خواست و دستور قتل آن ‏حضرت را به او ابلاغ کرد. سندى فرمان او را به ‏جاى ‏آورد.

    امام موسى کاظم هنگام فرارسیدن وفات خویش از سندى بن شاهک ‏خواست که غلام او را که در خانه عباس بن محمد بود، بر بالین وى حاضر کند. سندى گوید: از آن ‏حضرت خواستم به من اجازه دهد که از مال خود او را کفن کنم، اما او نپذیرفت و در پاسخ من فرمود: ما خاندانى هستیم‏ که مهریه زنانمان و مخارج نخستین سفر حج‌مان و کفن مردگانمان همه از مال پاک خود ماست و کفن من نیز نزد من حاضر است.

    چون امام دعوت حق را لبیک گفت فقها و چهره‏هاى سرشناش بغداد را که هیثم بن عدّى و دیگران نیز در میان آنها بودند، بر جنازه آن ‏حضرت‏حاضر کردند تا گواهى دهند که هیچ اثرى از شکنجه بر آن ‏حضرت نیست‏ و وى به مرگ طبیعى جان سپرده است. آنان نیز به دروغ به این امر گواهى دادند. آنگاه پیکر بى‏جان امام را بر کنار جِسر(پل) بغداد گذارده، ندا دادند: این موسى بن جعفر است که به مرگ طبیعى جان سپرده‏ است. بدو بنگرید. مردم دسته دسته جلو مى‏آمدند و در سیماى ‏آن ‏حضرت به دقت مى‏نگریستند.در روایتى که از برخى از افراد خاندان ابوطالب نقل شده، آمده است: فریاد زدند این موسى بن جعفر است که رافضیان ادعا مى‏کردند او نمى‏میرد. به جنازه او بنگرید. مردم نیز آمدند و در جنازه آن ‏حضرت‏ نگریستند.گفتند: امام کاظم را در قبرستان قریش به خاک سپردند و قبرش در کنار قبر مردى از نوفلیین به نام عیسى بن عبدالله قرار گرفت.


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    ساعت اسپرت


                        قیمت : 39000 تومان

    مطالب پربازدید

    نظرسنجي

    نظر شما درمورد این وب سایت(عشق واقعی) چیه؟؟؟





    مطالب تصادفی

    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد